اداره امور دولتی تطبیقی
مولف:مهندس حمیدمظاهری راد
اداره امور عمومی
تعریف اداره امور عمومی عبارت است از هماهنگ کردن کوشش های فردی و گروهی به منظور اجرا نمودن سیاست یا خط مشی عمومی دولت. يعني آنچه که دولت و سازمانهاي دولتي انجام ميدهند و چگونگي اداره امور دولت. اغلب صاحبنظران معتقدند که موفقیت یا شکست حکومت ها، به چگونگی اداره امور عمومی آنها بستگی دارد. تعريف اداره عمومي از نظر ويلسون: از نظر ويلسون اداره امور عمومي به معني اجراي دقيق و منظم قانون اساسي است. او معتقد است اجراي هر مرحله از قانون عمومي يک عمل اداري محسوب ميشود.
ويژگيهاي ادره امور عمومي:
1)تلاش گروهي همکارانه در يک موسسه عمومي است.
2)هر سه شاخه، اجرائي، قانونگذاري، و قضائي و ارتباط ميان آنها را در بر ميگيرد.
3)نقش مهمي در ترسيم خطمشي عمومي دارد، بنابراين بخشي از فرآيند سياسي است.
4)تفاوتهاي عمدهاي با اداره امور خصوصي دارد.
5)براي فراهم آوردن خدمات جامعه با تعداد زيادي از گروههاي خصوصي و افراد، همکاري نزديکي دارد.
ویژگیهای دیگر اداره امور دولتی:
1- تسلط بی چون و چرای سازمانهای دولتی بر اداره امور عمومی
2- نقش ژاندارمی و کنترلی دولت بر همه امور اقتصادی اجتماعی و غیره
3- بوروکراسی تنها مسیر مستقیم برای ارائه کالا و خدمات مورد نیاز جامعه بعنوان یک روش کار استاندارد
4- قابل تفکیک بودن مسائل دولتی و اداری از موضوعات سیاسی
5- دولتها برای اجرای وظایف خود نیاز به دستگاههای بزرگ و پیچیده اداری دارند که در آنها روابط براساس سلسله مراتبی و بصورت رسمی تعریف شده باشد.
6- سیر اختیارات بر اساس مراتب و نیز امور بر اساس قوانین ومقررات تعریف و سامان داده میشود.
7- کارها قابل تقسیم هستند- هر کس به کاری مشغول است- باید از هرگونه روابط غیر رسمی پرهیز کرد.
8- وظایف افراد تعیین شده – هرکس در چارچوب مقررات قادر است از منابع و خدمات استفاده کند.
ویژگیهای مدیریت دولتی:
1- تاکید بر برخورداری از استراتژی های کلان توسعه ای متناسب با محیط بیرونی
2- تاکید بر توانمندیهای دولتی در سطح ملی و محلی
3- غیر قابل تفکیک بودن مسائل دولتی و اداره امور عمومی از موضوعات سیاسی
4- تاکید بر نتایج و دستیابی به نتایج بجای پیروی کور کورانه از دستورات و مقررات
5- تمرکز بیشتر بر وظایف حاکمیتی دولت و حمایت از کانونهای حرفه ای و تخصصی
6- مشارکت دادن بیشتر مردم در طراحی سیاستها و ارائه خدمات و نظارت بر عملکرد دولت
مدیریت دولتی نوین
کریستوفر هود بهعنوان نخستین کسی که واژه مدیریت دولتی نوین را به کار برده، اصول زیر را برای آن در نظر گرفته است: استفاده از مدیریت حرفهای، به معنای آزاد گذاشتن مدیران 1 - دولتی برای اعمال مدیریت
2 - تعیین معیارهای مشخص برای اندازهگیری عملکرد
3 - تأکید بر نتایج به جای دستورالعملها
4 - حرکت به سمت جداسازی واحدها در سازمانهای دولتی
5 - ایجاد رقابت در بخش دولتی
6 - تأکید بر استفاده از سبکهای مدیریت معمول در بخش خصوصی
7 - تأکید بر انضباط و جلوگیری از مصرف بیرویه منابع
ویژگیهای مدیریت دولتی نوین
1- بازار گرایی2- برون سپاری 3- نتیجه گرایی 4- تمرکز زدایی 5- مشتری مداری 6- استاندارد ها وسنجش عملکرد 7- حرفه گرایی 8- مشارکت جویی 9- کیفیت گرایی 10- رقابت گرایی
حاکمیت خوب
حکمرانی به شیوه های مختلفی تعریف شده است.از دید گاه انیستیتواوتاوا حکمرانی ترکیبی از سنت ها قواعد آداب رسوم نهادها و فرایندهایی است که تعیین میکند چگونه قدرت باید اعمال شود چگونه شهروندان حق مشارکت و اعتراض دارند و چگونه تصمیمات در زمینه مباحث عمومی اتخاذ میشود.تعریفی که بانک جهانی کمیته همکاریهای توسعه برنامه توسعه ملل متحد سازمانهای بین المللی بر آن اتفاق نظر دارند عبارتست از حکمرانی یعنی سیستم پیچیده ای از تعاملات بین ساختارها سنت ها کارکردها و فرآیندها که بوسیله 3 ارزش کلیدی یعنی 1-پاسخگویی2- شفافیت 3- مشارکت مشخص میشود.
همانطور که اصطلاح دموکراسی و توسعه با رویکرد سوسیالیستی و لیبرالیستی و فرایندی مورد تحلیل قرار گرفته است حکمرانی خوب نیز اصطلاحی است که محافل علمی و کشور های گوناگون متناسب با نوع هدفها و گرایشها تعاریف و ویژگیهای متنوعی را برشمرده اند.
اصطلاح حکمرانی خوب اولین بار توسط اقتصاد دانان بکار برده شد اما خیلی زود توسط سازمانهای مستقل توسعه و محافل سیاسی به ویژه برای کمک به کشورهای دیگر مورد استفاده قرار گرفت.
در اواخر دهه 1980و اوایل 1990حکمرانی خوب توسط بانک جهانی مطرح شد و تاکید آن برتصمیماتی بود که امکان تاثیرگذاری بر عملکرد اقتصادی کشورها را فراهم می ساخت.
حکمرانی خوب ابتدا در بعد اقتصادی در دستور کار مجامع بین المللی قرار گرفت و پیش شرط کمک به توسعه کشورهای در حال توسعه و فقیر قرار گرفت.
در سال 1992 بانک جهانی این ویژگی ها را برای حکمرانی خوب معرفی کرد:1- مدیریت بخش دولتی2- پاسخگویی سازمانی 3- حاکمیت قانون 4- شفافیت در تصمیم گیری 5- دستیابی به اطلاعات
در سال 1993 اعضای کمیته همکاری توسعه این ویژگیها را بر شمردند:1- حاکمیت قانون2- مدیریت قدرتمند بخش دولتی 3- شفافیت 4- پاسخگویی از طریق بهبود عملکرد(عملیات)5- حسابداری وبودجه بندی 6- مدیریت مخارج عمومی 7- مبارزه با فساد
ﺑﺎﻧﮏ ﺟﻬﺎﻧﯽ در ﺳﺎل 1989 ﻃﯽ ﮔﺰارﺷﯽﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﺧﻮب را را ﺑﻪﻋﻨﻮان "اراﺋﻪی ﺧﺪﻣﺎت ﻋﻤﻮﻣﯽ ﮐﺎرآﻣﺪ ﻧﻈﺎم ﻗﻀﺎﯾﯽ ﻗﺎﺑﻞ اﻋﺘﻤﺎد و ﻧﻈﺎم اداری ﭘﺎﺳﺨﮕﻮ" ﺗﻌﺮﯾﻒﮐﺮد ﭘﺲ از آن ﺗﻌﺎرﯾﻒ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ از ﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﺧﻮب ﺑﻪﻋﻤﻞ آﻣﺪ و وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی دﯾﮕﺮی ﺑﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ اوﻟﯿﻪ اﻓﺰوده ﺷﺪ. آزادی ﺳﯿﺎﺳﯽ، اﻧﺘﺨﺎﺑﺎت آزاد، ﺣﻤﺎﯾﺖ از ﺣﻘﻮق ﺷﻬﺮوﻧﺪی، ﻧﻈﺎم ﻗﻀﺎﯾﯽ ﻣﺴﺘﻘﻞ، توسعه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و اﻣﮑﺎﻧﺎت آﻣﻮزﺷﯽ و ﺑﻬﺪاﺷﺘﯽ از زﻣﺮه ﻋﻨﺎﺻﺮ ﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﺧﻮب در ﺗﻌﺎرﯾﻒ ﺑﻌﺪی ﺑﻮد. در ﺗﻌﺮﯾﻔﯽ ﮐﻪ ﮔﺮاﻫﺎم از ﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﺧﻮب اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﻃﻮﻻﻧﯽﺗﺮی از وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﺣﮑﻤﺮاﻧﯽ ﺧﻮب را ﻧﺎم ﺑﺮده و آزادی اﻃﻼﻋﺎت، ﺷﻔﺎﻓﯿﺖ در ﻧﻈﺎم ﺣﮑﻮﻣﺘﯽ و رﺳﺎﻧﻪﻫﺎی ﻣﺴﺘﻘﻞ و آزاد را ﺑﻪ ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻗﺒﻠﯽ ﻣﯽاﻓﺰاﯾﺪ. در نگاهی کلی ویژگیهای حاکمیت خوب به ترتیب زیر میباشد:
1- مشارکت جویی 2- شفافیت 3- قانون گرایی 4- اجماع گرایی 5- پاسخگویی 6- عدالت گرایی 7- کارایی و اثربخشی 8- توجه و واکنش
با عنایت به تعاریف پیش گفته و درك عمومی از مفهوم حكومتداری، می توان گفت كه حكومتداری خوب (GOOD GOVERNANCE)، بركیفیت و نحوه انجام وظیفه حكومتداری تاكید میكند.
براساس یكی از تعاریف ارائه شده، حكومتداری خوب عبارت است از انجام وظایف حكومت به شیوهای عاری از فساد، تبعیض و در چارچوب قوانین موجود. در این تعریف، حكومتداری خوب به عنوان انجام وظایف حكومت به شیوهای منصفانه مورد توجه قرار گرفته است. در حكمرانی خوب مشروعیت حكمرانی بسیار مهم است. در حكمرانی خوب صاحبان اصلی قدرت مردم هستندو بهجای پرداختن به كارآمدی و توانمندی دولت از طریق حجم و اندازه آن به نوع رابطه مردم و حكومت توجه میشود و رابطه نادرست شهروندان و حكومتكنندگان را از دلایل عدم توسعه اقتصادی میدانند. پاسخگویی دولت به شهروندان، نبودن فساد، اقدام به اصول مردمسالاری، اعتماد عمومی، حق انتخاب و به حداكثر رساندن بهزیستی عمومی از ویژگیهای اصلی حكمرانی خوب به شمار میرود. حکمرانی خوب، فساد را از طریق افزایش آگاهی و تقویت قوانین ضدفساد کاهش میدهد. همچنین فساد، توانایی حکمرانی خوب را تحلیل برده و زمینه انحراف تصمیمات و اجرای سیاستها را میسر میکند.با توجه به موارد مذکور، در رویکرد حکمرانی خوب، تشکیلات دولتی باز حداقل خواهد بود. اما دولت باید به ایجاد تشکیلات سازمانی غیردولتی جامعه مدنی پرداخته و همچنین نهادهایی برای ایجاد پاسخگویی دولت فراهم آورد. براساس معیارهای شناخته شده بینالمللی مهمترین شاخصهای حكمرانی خوب عبارتند از:
مشاركت مردم در تصمیمات دولت،
پاسخگو بودن دولت در قبال مردم،
تامین ثبات سیاسی كشور،
بهبود میزان اثربخشی حكومت،
بهبود كیفیت مقررات برای تنظیم امور اقتصادی،
رعایت قانون توسط دولتمردان و مردم و كنترل فساد،
تفاوت عمده در سه نوع نگرش
تفاوت عمده در سه نوع نگرش و دوره های فوق اعتقاد به برتری بازار بر سایر شیوههای تخصیص منابع است. در حکمرانی خوب، این برتری بازار مشروط بهوجود دست هدایتگر دولت است. در این دوره، بازار بهعنوان یک آرمان پذیرفته میشود اما برخلاف دوره مدیریت دولتی نوین، تحقق این مطلوب (اقتصاد بازار) منوط به مجموعهای از نهادها است که بهصورت خودجوش بهوجود نمیآیند بلکه وظیفه حکومت و مجموعه روابط اجتماعی است که آنها را بهوجود آورند. در اداره امور عمومی هر گاه احساس میشد واگذاری امور به نهاد بازار نتایج مطلوب را به بار نمیآورد دولت میبایست جانشین بازار شود. در مدیریت دولتی نوین هر جا که واگذاری امور به دولت به نتایج دلخواه منجر نمیشد حکم به جایگزینی بازار به جای دولت داده میشد. اما در حکمرانی خوب از صدور حکم جایگزینی این نهاد به جای آن نهاد (دولت به جای بازار یا بازار به جای دولت) خودداری میشود. در هر مورد خاص باید ضعف بازار با ضعف دولت مقایسه شده و مجموعهای از سیاستها برای جبران ضعفهای بازار و دولت طراحی شود. در اداره امور عمومی دولت، عامل توسعه و در مدیریت دولتی نوین مانع توسعه محسوب میشود. در حکمرانی خوب دولت ذاتاً نه مانع توسعه و نه عامل آن است. مسئله اصلی برای دستیابی به توسعه و پیشرفت اقتصادی، تحقق حکمرانی خوب است. تاریخ توسعه نشان میدهد رفتار و ماهیت دولتها بسیار متفاوت بوده است و کلید توسعه اقتصادی تغییر رفتار دولت بهگونهای است که به حکمرانی خوب منتهی شود.
- در حکمرانی خوب در شرایطی خصوصیسازی مفید است که یا بازار رقابتی باشد یا دولت قدرت تنظیمگری و نظارت بر امور را داشته باشد. در شرایط انحصاری، مالکیت خصوصی بر مالکیت دولت ترجیح ندارد. در حکمرانی خوب مجموعهای از سیاستها برای توانمندسازی دولت پیشنهاد میشود. کوچکسازی دولت در برخی موارد یکی از شیوههای توانمندسازی دولت است اما کوچکسازی همیشه به افزایش ظرفیتها و توانمندیهای دولت برای انجام وظایف اصلی منجر نمیشود. علاوه بر کوچکسازی، شایسته سالاری، تمرکززدایی، همکاری و نظارت نهادهای مدنی و استانداردسازی نظامهای آماری، پولی و بودجهای مهمترین راهکارهای توانمندسازی دولت هستند. در حکمرانی خوب هدف تنها دستیابی به رشد اقتصادی نیست. توسعه پایدار در صورتی تحقق مییابد که اهداف مردمسالاری، برابری و حفظ محیط زیست توأمان دنبال شوند. این 3 هدف، مکمل رشد اقتصادی هستند. هرچند در کوتاه مدت میتوان با تحمیل دیکتاتوری، تشدید نابرابریها و تخریب محیط زیست، رشد کمی اقتصادی را تسریع کرد اما کیفیت رشد،قطعاً تنزل مییابد بهطوری که در بلندمدت چنین رشدی تداوم نخواهد یافت.
تفاوت بین مدیریت دولتی نوین و مدیریت دولتی سنتی
مولفه ها مدیریت دولتی سنتی مدیریت دولتی نوین
ـــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- واژه شناسی بمعنی پیروی از دستورات و بمعنی تحقیق نتایج و مسئولیت
ارائه خدمات شخصی مدیر
2- مبانی نظری نظریه بورکراسی وبر نظریه نظریه انتخاب عمومی – نظریه
تفکیک سیاست اصیل و وکیل
3- نقش مدیران دولتی بورکرات کار آفرین
4- تاکید سیستمی تاکید بر داده های بودجه و فرآیندها تاکید بر ستاده ها
(قوانین) (اهداف و نتایج)
5- انگیزه مدیران دولتی منافع عمومی منافع شخصی
6- نگرش به مردم ارباب رجوع مشتری
7- ساز وکار اجرایی مکانیزم های بوروکراتیک مکانیزم های بازار
8- استخدام مادام العمر قرار دادی- پیمانکاری
9- مالکیت دولتی – ملی سازی خصوصی – خصوصی سازی
10- اندازه دولت و میزان حداکثر مداخله دولت- حداقل نقش بازار حداقل مداخله دولت- حداکثر نقش بازار
11- نقش دولت پاروزدن هدایت کردن
12- نوع پاسخگویی پاسخگویی بوروکراتیک و سلسله پاسخگویی مدیریتی در قبال تحقق
مراتبی – مدیر به وزیر - وزیر به مجلس- مجلس به مردم اهداف-پاسخگویی مستقیم مدیر به مشتری
13- ایدئولوژی سیاسی ایدئولوژی چپ-سوسیالیسم-دولت رفاه ایدئولوژی راست-لیبرالیسم-دولت حداقل
مدیریت تطبیقی
آشنايي با روش مطالعه تطبيقي به منظور شناخت ، تبيين و تحليل پديده ها و توانايي كاربرد آن در مطالعه نظامهاي اداري .(اصولا" مقايسه وتطبيق جايگاهي محوري درانديشة بشري داردوهستة روش شناختي روش علمي نيزهست). درهركارتحقيقي محقق درپي يافتن پاسخ براي سوالهايي است كه درپيش رو دارديا قصدآن داردكه فرضية خودرامحك زندوشيوة كلي كه اورادراين امرياري مي دهد روش تجربه وآزمايش و روش مقايسه اي است .(دوورژه ،1362: 292). روش مقايسه به پژوهشگرامكان مي دهدتاباصحت ودقت وعينيت بيشتري از چگونگي تحقيق آگاهي يابدوازاين طريق محدوديتهايي راجبران كندكه درروش تجربه وآزمايش وعلوم طبيعي بسبت به پديده هاي اجتماعي،چون سازمان،مطرح است.
تعريف مطالعة تطبيقي:كنارهم نهادن دوپديده كه بايكديگر حداقل يك وجه اشتراك دارندوبررسي دقيق وتجزيه وتحليل همه جانبة آنها به كمك متغيرها ياملاكهاي مقايسه پذيربه منظور شناخت نقاط تشابه واختلافشان. زماني كه مقايسه درمطالعات تطبيقي معني پيدا مي كندكه :دوپديده شباهتهايي باهم داشته باشند که باعث مي شود نظريه ها درشرايط واقعي آزموده شوند.
هدف كلي مطالعات تطبيقي نظامهاي اداري:ايجادوسعت ديد،شناخت كامل نظامهاي اداري وچگونگي عملكردآنهاست.
مشكلات مطالعات تطبيقي اداري عبارت انداز : انتخاب واحدهاي موردمطالعه
تعيين متغيرهاوملاكهاي مقايسه وميزان مقايسه پذير بودن آنها
دخالت نظريه هاي شخصي
مشكل انتخاب متغيرها
كمي تحقيقات انجام شده
عملي بودن متغيرهاباجامع وكامل بودن آنها غالباً درتعارض است و مشكل ايجاد مي كند
استواري واعتباررشته هاي علمي به ذخاير تحقيقي درآن رشته هابستگي دارد.
بررسي ها نشان مي دهدكه پژوهشگران شرقي وغربي ازديربازمقايسه راروش اساسي درمطالعات اجتماعي خويش مي دانستند،ازاين ميان مي توان ازابن خلدون، متفكربزرگ تاريخ مسلمانان ،يادكرد.
مهمترين دليل مطالعة مديريت تطبيقي اين است كه به فردكمك مي كندشناخت ودرك صحيحي ازمحيط وفرهنگ خودبه دست آورد.مدیریت تطبیقی مطالعه در مورد سایر فرهنگها حاکم بر سایر جوامع و تاثیر آن بر نحوه مدیریت سازماندهی شان است و در نهایت استخراج و استفاده از موارد مثبت و موثر آن برای جامعه ای که در آن زندگی میکنیم.مدیریت تطبیقی دانش نوظهوری است که عمر آن به چند دهه بیشتر نمی رسد.اگر چه استفاده از اصول مدیریت تطبیقی شاید به هزاران سال پیش برسد.چرا که در آن سالیان دور نیز افرادی به قصد مطالعه و آشنایی با فرهنگ سایر ملل به دیگر کشورها سفر میکرده اند.اگر چه آنچه برای ما از آن سفرها پر رنگتر است بیشتر مبادلات تجاری بوده است اما الگو برداری از شیوه های نظامی و حکومتی نیز یکی از اهداف افراد برای این سفرها بشمار می رفته است.در مدیریت تطبیقی زوایای فرهنگ سازمانی هر جامعه ای برای ما روشن میشود بعنوان مثال در مطالعه فرهنگ سازمانی ژاپن سخت کوشی و کار جمعی را مشاهده میکنیم و در فرهنگ سازمانی شرکتهای آمریکایی کار فردی – تمایل برای پیشرفت- و اول بودن در بازار- تکیه بر قوانین سخت و کار جدی
در مدیریت تطبیقی ضمن بهره گیری از نکات برجسته هر فرهنگ آنرا با مشخصات فرهنگی جامعه ای که در آن حضور داریم تطبیق میدهیم و از آن استفاده میکنیم.
نگرانی های اصلی در مطالعات اداری و دولتی در حوزه تطبیق
نگرانی های اصلی در مطالعات اداری:
1- خصوصیات و رفتار مدیران عمومی – انگیزه ها و رفتار شرکت کنندگان در فرایند اداری به ویژه آنان که صاحب مشاغل حرفه ای در خدمت همگان هستند.
2- ترتیبات نهادی برای اداره در مقیاس وسیع در دولت سازماندهی برای اقدام اداری
3- محیط یا بوم شناسی اداری- ارتباط نظام فرعی اداری با نظام سیاسی که جزئی از آن و با جامعه بطور کلی است.
ترکیب این نگرانی ها که از محیطی کردن بیشتر به جامع تر کردن بیشتر پیش میرود چارچوبی اساسی هم برای تحلیل نظامهای ملی خاص اداره دولتی و هم برای مقایسه بین آنها فراهم می آورد.
مزایا و مواهب مقایسه تطبیقی:
1)درك نظريات وابداعات وتجربيات عملي سايرجوامع درزمينه هاي مديريت.
2)يافتن معيارهايااگرخواستي براي مقايسه بين سازمانهاواگرخواستي سنجش وارزيابي آنهادريك كشورويابين كشورهاي گوناگون.
3)نتيجه گيري ازمقايسة نظامها وشيوه هاي مديريت درنظامهاي اجتماعي مختلف به منظوردستيابي به چارچوبهاي كلي (نظري).
سیر اندیشه های تطبیقی جنگ جهانی
بررسي ها نشان مي دهدكه پژوهشگران شرقي وغربي ازديربازمقايسه راروش اساسي درمطالعات اجتماعي خويش مي دانستند،ازاين ميان مي توان ازابن خلدون، متفكربزرگ تاريخ مسلمانان ،يادكرد.غربيان منتسكيو راجزواولين كساني مي دانندكه مطالعات خود را با مقايسه وتطبيق بين جوامع آغازكرد . يكي از پايه گذاران مطالعات تطبيقي درشرق شيخ طوسي است .
پس از جنگ جهانی دوم ویرانیهای ناشی از جنگ نابسامانی های سیاسی ،اقتصادی واجتماعی، پیدایش نهضتهای استقلال طلبانه سبب چاره اندیشی وارائه نظرات درخصوص علل عقب ماندگی وکاهش فاصله با کشور های توسعه یافته گردید. عدم تطابق شرایط کشورهای پیشرفته وصنعتی باشرایط کنونی کشورهای عقب مانده ، تفاوت در شرایط سیاسی،اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی هر یک از کشور های توسعه نیافته سبب عدم ارائه یک فرمول کلی برای توسعه درآنها می گردد. از هنگام ظهور علم اقتصاد توسعه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، سیاستگذاری توسعه اقتصادی به 3دوره متمایز قابل تفکیک است؛ دوره نخست از پایان جنگ جهانی دوم شروع میشود و تا اواخر دهه1970 ادامه مییابد. در این دوره اکثر نظریهپردازان و سیاستگذاران اعتقاد به دولت بزرگی داشتند که زمام امور را در دست بگیرد و شرکتهای دولتی به مثابه «قهرمانان ملی» تصور میشدند. این دوره تا اواخر دهه70 ادامه یافت. اما شرکتهای دولتی در عمل نشان دادند که کارایی و انعطاف پذیری لازم را نداشته، در معرض فشارهای سیاسی و تورم نیروی کار قرار دارند و اکثریت آنها زیانده هستند. در چنین شرایطی دیدگاه طرفداران اقتصاد بازار (مکتب شیکاگو یا نئولیبرالها) که خصوصیسازی را یک غایت و کمال مطلوب دانسته و خواهان کاهش سهم دولت در تولید ناخالص داخلی بودند و باور به قدرت بازارها، انتخاب مردم، کارآمدی رقابت و قیمتهای بازار جای تخصیص دولتی منابع را داشتند، گرفت. طبق این دیدگاه، بازارها بهترین نتایج را به بار میآورند و قیمتها بهترین تخصیصدهنده منابع هستند. هر گونه دخالت دولتی برای تغییر در آنچه بازارها بهوجود میآورند ضدتولیدی است. نگاه به دولت از «عامل توسعه»، به جدیترین «مانع توسعه» تغییر یافت. این دوره که از اواخر دهه70 آغاز شده بود در اواخر دهه90 پایان یافت و از آن پس موجی تازه از نظریات و رویکردها آغاز شد. اگر شعار دوره اول را «دولت، موتور توسعه» و دوره دوم را «دولت کوچک» بدانیم، شعار دوره سوم «حکمرانی خوب» است. منظور از حکمرانی خوب «اعمال قدرت اقتصادی، سیاسی و اداری براساس قانون، پاسخگویی و اثر بخشی» است.
از اواسط قرن 20تلاش مداومی برای انجام تحلیل تطبیقی اداره امور دولتی آغاز گردید.جنبش اداره تطبیقی در پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد سپس شتابی گرفت وتا امروز ادامه یافت.
زمان بندی و قدرت این جنبش نتیجه ادغام چند عامل بود:
1- نیاز آشکار به گسترش نظم در قلمرو و اداره امور دولتی
2- قرار گرفتن تعدادی از پژوهشگران و دست اندرکاران اداره امور دولتی در معرض تجربه اداره درخارج
3- اشتغال پس از جنگ و بدنبال آن برنامه های کمک فنی
4- ایجاد جنبش تجدید نظر طلبانه در سیاست تطبیقی
5- افزایش قابل توجه فرصتها طی دهه های 1950و1960برای آنها که علاقمند بودند تا وقت خود را وقف تحقیق در کشور و یا تجربه میدانی در خارج برای حل مشکلات اداره امور دولتی کنند.
تجلی این پیشرفتها طی دو دهه اول پس از جنگ جهانی دوم ظاهر شد.
دانشکده ها و دانشگاهها و انجمن های حرفه ای بر دامنه شناخت افزودند.
عصر طلایی نهضت اداری – تطبیقی
دوران طلایی نهضت اداره امور تطبیقی بعد از جنگ جهانی اول با کمک بنیاد مالی فورد از طریق انجمن آمریکایی اداره عمومی شروع شد.گروه اداره امور تطبیقی گات محور و دسته مرکزی فعالیتهای مطالعات تطبیقی را تشکیل میداد.تعدادی دانشمند و مدیر اجرایی از اعضای اصلی آن بودند و تعدادی عضو وابسته نیز از سایر کشورها ی جهان در آن حضور داشتند.گروههای تطبیقی با توجه ویژه به مشکلات اداره امور توسعه شبکه کارآمدی را برای انجام تعهدات خود جهت ایجاد علاقمندی به اداره امور تطبیقی بوجود آوردند.اولین اقدام این گروهها برگزاری سمینارهای تابستانی بود که بمدت سه سال و هر سال دو بار در دانشگاههای مختلف برگزار میگردید.
با مشخص شدن رشته های مورد علاقه در مطالعات تطبیقی کمیته هایی نیز تحت نظر گروههای تطبیقی بوجود آمد.اقدامات این گروه عمدتا در نشریاتی که بطور مستقیم و غیر مستقیم توسط آنها منتشر شد منعکس میگردید.یک خبر نامه تخصصی تحت عنوان وسیله ارتباط داخلی بطور منظم منتشر میشد.
انتشارات دانشگاه دیوک از سال 1969 تا سال 1973هفت جلد کتاب منتشر و برای اولین بار نشریه ای تخصصی در این زمینه وارد بازار کرد.فصلنامه اداره امور تطبیقی از سال 1969تا سال 1974با همکاری گروه مطالعات تطبیقی بمدت 5 سال منتشر شد.همزمان با تلاشهایی در امر تحقیقات و مطالعات تطبیقی به عمل آمد در زمینه تشکیل دوره های آموزشی اداره امور تطبیقی و توسعه اقدامات وسیعی به عمل آمد.
مشخصه های دوران طلایی نهضت اداره امور تطبیقی:مشخصه اول:نگرش ابزاری – مشخصه دوم:نگرش ساختاری
دهه 1950دوره فوق العاده ای بود رویای آمریکایی شدن رویای جهان بود و بهترین و سریع ترین راه برای تبدیل این رویا به واقعیت استفاده از مکانیسم اداری بود.حاصل این اقدام پر جاذبه آن بود که اداره امور عمومی را یک پدیده جادویی بدانند و کارشناسان اداره امور عمومی را نیز جادوگر تلقی میکردند.
یکی از ناظران مطلع سال 1955را برای اداره امور عمومی سال مبنا میداند و آنرا سال برداشت محصول در دوران تعهد و اعتماد یعنی تعهد و اعتماد داشتن به قدرت ابزارهای اداری ابداع شده در غرب برای توسعه میداند.
مشخصه اول:نگرش ابزاری:اولین مشخصه دوران نهضت اداره امور تطبیقی است که جهت گیری ابزاری و تکنولوژیکی است.بخشی از جهت گیری ابزاری این باور را تشکیل میدهد که ابزارهای اجرای خط مشی را میتوان از خط مشی مربوط به آنها جدا کرد.
مشخصه دوم:نگرش ساختاری:دومین مشخصه دوران نهضت طلایی اداره امور تطبیقی گرایش ساختاری میباشد که برای ترتیبات سازمانی مناسب اهمیت زیادی قائل است.
مدیریت توسعه
توسعه اقتصادی عبارتست از حرکت یک سیستم یک دست اجتماعی به سمت جلو و در این مسیر روش تولید و توزیع محصولات ، حجم تولید ، تغییرات در سطح زندگی ، نهادهای جامعه و سیاستها نیز مورد توجه می باشند .
معيارهای اندازه گیری توسعه
1- تولید ناخالص ملی (GNP)
2- درآمدواقعی سرانه ( تولید واقعی سرانه )
جریان توسعه به لحاظ تاریخی به طور همزمان وباسرعت مشابهی در سراسرجهان آغازوحرکت ننمود. بنابراین می توان یک فرآیند نابرابراز تغییرات دورانی تاریخی رادر نقاط مختلف جهان مشاهده نمود. در بررسی جریان تاریخی توسعه برخی کشورهاوعدم توسعه برخی دیگر، دو دیدگاه وجود دارد
دیدگاه اول:
فرآیند توسعه اقتصادی در سه مرحله که باعث تغییرات بنیادی در سطح جهان گردیده رخ داده ومنجر به پیدایش دوگروه کشور ها گردیده است.
1-توسعه یافته 2-توسعه نیافته
از نظربرخی نظریه پردازان مبدا شروع وریشه اصلی پدیده توسعه یافتگی درجوامع توسعه یافته ، انقلاب صنعتی است.
ویژگیهای دیوان سالاری از دیدگاه وبر
ويژگيهاي سازمانهاي بوروکراتيک:
1)اعضاي سازمان مکلف به اجراي وظايف غير شخصي اداره باشند.
2)براي ادارات به وضوح سازمان سلسله مراتب وجود داشته باشد.
3)وظايف ادارات به وضوح تعيين و تصريح شده باشد.
4)ماموران منتخب براي کار اداري،حائز شرايط حرفهاي لازم باشند.
5)ماموران اداري براساس يک قرارداد به کار گمارده شوند.
6)ماموران اداري بايد حقوق ماهانه نقدي دريافت دارند.
7)شغل مامور اداري حرفه اصلي يا تنها کار او باشد.
8)ترکيبي از مشاغل دائمي در سازمان وجود داشته باشد.
9)مامور اداري حق نداشته باشد از شغل محوله يا اموال مربوط به آن شغل به نفع خود استفاده کند.
10)هر ماموري مشمول کنترل و سيستم انضباطي متحدالشکلي باشد.
نقاط ضعف سازمانهاي بوروکراتيک:
1)بوروکراسي متهم به کاغذ بازي، قوانين دست و پا گير است.
2)بوروکراتها متهم هستند به جاي اينکه خدمتگذار مردم باشند، دوست دارند بر آنان حکومت کنند.
3)بوروکراسي به عنوان حکومتي بزرگ و بدون حساسيت برنامهاي بدون عملکرد، موسسهاي که هيچکس بر آن کنترلي ندارد مشهور شده است.
نكته اي كه استفاده ازديوانسالاري رادرمطالعات تطبيقي موجه مي سازد :
وجوداين الگوي سازماني درتمامي كشورهاست ، ديوانسالاري باخصوصياتي چون سلسه مراتب ، تقسيم كار ، شرايط احراز ، ثبت كتبي و نظام منطقي حقوق ومزايا در تمامي نظامهاي اداري به گونه اي حضوردارند. يكي ازدلايل مهم دراستفاده ازديوانسالاري،به عنوان متغيرمطالعة تطبيقي، ايده آل بودن آن است.
مهارگسيختگي ديوانسالاريها زماني رخ مي دهدكه ازحالت خادم جامعه خارج شوند و به صورت مخدومدرمي آيند و نظام اداري را بيمار مي كنند .
بسیاری از کشورهای تازه استقلال یافته به رژیم های نظامی و یا نیمه نظامی متوسل شده اند.
ویژگیهای مشترک جوامع نوین اروپای غربی
1-الف)نظام سازمان دولتی بسیار متمایز و دارای عملکرد ویژه است.ب)تشخیص نقش های سیاسی بیشتر براساس موفقیت انجام می گیرد تا انتسابی و ویژگیهای عمومی جامعه را بازتاب دهد.ج)نوعی دیوان سالاری با درجه بالائی از تخصص داخلی و با صلاحیت یا شایستگی به مثابه استانداردی برای استخدام دیوان سالارانه معنی میدهد.
2- الف)شیوه اتخاذ تصمیم های سیاسی بسیار عقلائی و دنیوی اند.ب)موقعیت قدرت نخبگان سنتی متزلزل و درخواست برای ارزشهای سنتی بسیار ضعیف شده است.ج)یک نظام عمدتا دنیوی و غیر شخصی قانونی وجود دارد.
3- حجم و حیطه مناسبت اداری و سیاسی گسترده است بطوریکه به تمام حوزه های عمده زندگی در جامعه نفوذ میکند و تمایل بسوی گسترش بیشتری دارند.
4-الف)ارتباط بالایی میان قدرت سیاسی و حقانیت وجود دارد که براساس یک مفهوم شناسایی توده مردم با دولت – ملت گسترده وموثر میباشد.
ب)ارتباطات قدرت غالبا بیشتر در مشروعیت ها تعبیر میشوند و اغلب کمتر در خارج از حوزه سیاسی قرار میگیرد.
ج)یک اختلاف طولانی کمتری مناسب میان قدرت و مشروعیت ایجاد میکند.
5- الف)علاقه و در گیری توده مردم در نظام سیاسی گسترده است.اما این موضوع الزاما بمعنی مشارکت فعال شهروندان در تصمیم گیری سیاسی نیست.
ب)مفهوم نوسازی با هر نظام یا ایدئولوژی خاصی مرتبط نمیشود.
ج)قلمرو مشارکت عمومی موثر در فرآیند تصمیم گیری سیاسی ممکن است گسترده باشد یا به دلیل برتری یک گروه نخبه نسبتا کوچک بشدت محدود شود.
مقایسه رژیم های سنتی قدیمی در عربستان سعودی را با رژیم های سنتی جدید ایران
در عربستان :
*دستگاه دولتی اکنون دارای یک فهرست استاندارد حدود 20وزارتخانه ای است واکثر آنها تنها در سی سال گذشته ایجاد شده است.
*اعضای خانواده سلطنتی تقریبا تمام پستهای مهم را حفظ میکنند.
*اعضای طبقه بالای سنتی اکثر مقامهای رده بالا را اشغال میکنند.
*نظام سیاسی سعودی بر بسیارسنتی بودن تحت تسلط رهبری اشرافیت و بدون نهادهای سیاسی متمایز ادامه میدهد.
*یک مجلس مشورتی 60نفری منصوب شده با قدرت بسیار محدود در سال 1992ایجاد شده و در اواخرسال1993آغاز بکار کرده است.
*نسبت کارکنان کشوری به کل جمعیت رشد کرده است.
*افزایش اصلی در سطوح پائین تر سلسله مراتب اداری
*دولت کار فرمای اصلی است.
*اصل شایستگی در استخدام دولتی میدهد و مفاهیم طبقه بندی مشاغل را می پذیرد.
تغييرات نظام اداري بعد از پيروزي انقلاب اسلامي:
1)تغيير در ساختار حکومت.
2)تغيير در تشکيلات دولت.
3)تغييرات نيروي انساني.
تغيير در ساختار حکومتي:
1)بر اساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، حکومت ايران جمهوري اسلامي اعلام شد.
2)در راس کليه امور ولايت فقيه قرار گرفت.
3)اداره امو بر عهده قواي سه گانه گذارده شد که مستقل از يکديگرند.
4)رئيس جمهور پس از مقام رهبري مسئول اجراي قانون اساسي ميباشد.
5)دستگاههاي نظارتي بر کار وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي خارج از حوزه قوه مجريه قرار گرفتند.
6)خارج شدن قوه قضائيه از حوزه نفوذ قوه مجريه ميباشد.
مقایسه ویژگیهای اداری در عصر هخامنشیان را با ویژگیهای اداری در زمان صفویان
سازمان و نظام اداری امپراطوری هخامنشی ویژگی های منحصر به فردی دارد که در دولت اداری نوین اثرگذار است. امپراطوری وسیع پارسها بر مبنای1- دولت مرکزی قدرتمند، 2- نظام ساتراپی قوی،3- نظام اداری کارآمد و اثربخش 4- با نوعی بوروکراسی حرفه ای،5- یک خط مشی حکومتی آزادمنشانه تشکیل شده بود.
بوروکراسی پارسها 1-عظیم،2- متمرکز3- حرفه ای بود. بورکراسی در کنار ارتش پارسها کارآمدترین و اثربخش ترین ابزار سازمانی حکومت داری و مدیریت بود.
بوروکراسی در محیطی فعالیت می کرد که 1- گسترده 2- متنوع و 3- با ثبات و آرام بود.
اصلاحات اقتصادی و مالی پارسها با تکیه بر نظام قضایی سالم در سراسر قلمرو هخامنشی منجر به رشد اولیه سرمایه داری و تجارت آزاد شد. در قضاوت درباره خطاهای افراد آنها را در مقابل کارهای خوب آنها مقایسه میکردند. حرفه ای گرایی در بوروکراسی بصورت اصولی بود که عبارت بودند از:
1) استخدام بر مبنای شایستگی و دانش
2) تجربه بیشتر
3) آموزش استاد شاگردی بلند مدت
4)پیروی از مقررات رسمی تدوین شده بوسیله سازمان
5) اشتیاق مستمر و تلاش برای بهبود عملکرد پرسنل و تحقق کمال
حرفه ای کردن بوروکراسی منجر به تشکیل نظام خدمات کشوری بر مبنای آزمون، آموزش و نظام پرداخت ثابت و عملکرد مطلوب شد.
بوروکراسی به چندین وزارتخانه بزرگ تقسیم می شد که هر کدام تعداد زیادی شاغلین رسمی و غیررسمی در بر داشتند. همچنین تعداد زیادی از شرکتهای عمومی یا دولتی وجود داشتند که بسیاری از خدمات شبیه کسب و کارهای خصوصی را اداره می کردند.
بوروکراسی هخامنشی اصل سازمانی دوگانه تمرکز و عدم تمرکز را با هم داشت.
وزارت خزانه داری به دلیل پرداخت حقوق و مزایای خدمتگزاران دولت و دربار در زمره فعال ترین وزارتخانه ها محسوب می شد. یکی از ویژگی های مهم بوروکراسی هخامنشی پارسی توانایی آن برای انجام پروژه های عظیم مدیریت دولتی بود.
در بوروکراسی هخامنشی مدیریت سرمایه ای – مدیریت عملیاتی – مدیریت سازمانی و توسعه ای وجود داشت. پارسها شدیداً بر مدیریت تیمی تأکید داشتند.
اصطلاحات اداری داریوش به چند موضوع مدیریتی و سازمانی تأکید داشت، که عبارت بودند از:
1) مشروعیت بوروکراسی یا دولت اداری پارسی
2) ثبات و مطلوبیت محیط که در سایه آن بوروکراسی و مدیریت دولتی به فعالیت خود ادامه می داد.
3) رهبری اثربخش نخبگان اداری پارسی
4) حرفه ای گرایی و استانداردسازی بوروکراسی
5 ) کاربرد قانون همگانی و جهانی داریوش
6) خط مشی اداری مداراجویانه کوروش کبیر
7) مدیریت استراتژیک و مدیریت شرایط اضطراری
یکی از درسهای مهمی که از نظام اداری هخامنشیان پارسی باید آموخت :
قلمروهای چند ملیتی و چند نژادی با گوناگونی ها و پیچیدگی ها
بوروکراسی حجیم با کارایی زیاد
نظارت دستگاه دولت مرکزی
صفویان:
جامعه صفوی هرمی شکل بود. در رأس هرم شاه قرار داشت.
جمع تشکیل دهنده بازار عبارت بودند از : بازرگانان، اعضای اصناف و اعضای انجمن های اخوت نیمه مذهبی نظیر فتوت.
اتحاد محکمی بود که بین علما و سایر گروههایی که جمع بازار را تشکیل می دادند به وجود آمد. جامعه صفوی را در فرهنگ امروز بایستی فضیلت سالار نامی صاحب منصبان بر اساس ارزش و شایستگی شان و نه بر اساس نسبشان منصوب می شدند. دولت صفویه
از هر حکومتی که از زمان مغول به بعد ایران را اداره کرده بود، پررونق تر و احتمالاً ثروتمند تر به جز دولت های اخیر بود. تشکیلات تجارت ابریشم را باید یکی از موفقیتهای بزرگ شاه عباس در زمینه تشکیلاتی محسوب کرد . پایه های دوگانه اقتصاد داخلی گلداری و کشاورزی بود. در رده های پایینی جامعه هم میان قبایل ترکمن و دهقانان ایرانی دوگانگی وجود داشته است.
قبایل ترکمن :
1-از مردم دور 2- مجزا می زیستند 3- ییلاق و قشلاق می کردند 4- به طوایفی تقسیم می شدند 5- از رؤسای خود فرمان می بردند.
شاه بزرگترین سرمایه دار کشور بود و بیشترین مقدار نیروی کاری را در استخدام داشت. یکی از منابع درآمد دولت عوارض راهداری بود که از کاروان ها گرفته می شد.
|
تجارت بین الملل در این دوران روی داد تشکیلات تجارت ابریشم که از موفقیتهای بزرگ شاه عباس بو که در آخر قرن 9 در موازنه تجاری روی داد ، به این رونق دست یافت
|
مشکلات نظام اداری ایران
مشکلات و نارسائيهاي اختصاصي نظام اداري و مديريت کشور:
*شفاف نشدن عملکردها وعدم تمایل به مشارکت پذیری*پیچیدگی و تعدد مراجع و تمرکز اختیارات تصمیم گیری*عدم تدوین و بازنگری نقش دولت متناسب با احکام قانون اساسی*داشتن ماهیت ناهمگون و آمیزه ای از فرهنگ سنتی رابطه گرا با نظام اداری برگرفته از فرهنگ صنعتی ضابطه گرا*عدم وجود نظام ارزیابی عملکرد دستگاههای اجرائی* توزیع نامتناسب وظایف بین دستگاههای اجرائی از نظر اختلاط در سیاستگذاری و اجرا*عدم گرایش دستگاههای دولتی به واگذاری امور و جلب مشارکتهای مردمی*عدم پاسخگویی دستگاههای دولتی در قبال جامعه*عدم رعایت قانون مندی و ضابطه گرائی و شایسته سالاری در انتصاب کارکنان*عدم عزل مدیران فاقد کارایی و نوآوری*تحول گریزی و محافظه کاری*رقابت ناپذیری در ادرات مختلف*بی توجهی به اصول اخلاقی در سازمانها
مشکلات نظام اداری از نگاه دیگر:
1)نارساييهاي ناشي از عدم برنامهريزي.
2)نارساييهاي ناشي از عدم سازماندهي صحيح.
3)مشکلات ناشي از عدم هماهنگي و نظارت مديريتي.
4)مشکلات ناشي از عدم تامين و تجهيز نيروي انساني.
5)فقدان سيستم اطلاعاتي و اطلاع رساني.
6)محدوديتهاي مالي و بودجهاي.
7)وجود قوانين و مقررات دست و پاگير.
8)کمبود نيروي انساني متخصص.
9)فقدان سيستم آموزش مطابق با نيازهاي نظام اداري.
10)فقدان سيستم ارزشيابي عملکرد.
11)تمرکز و تراکم کليه نيروها در مرکز.
12)رشد گروهاي غير رسمي و اعمال نفوذ و سليقه آنها در تصميمات اداري.
اکولوژی اداری
واژه اکولوژی از لغت یونانی oikosبه معنای مسکن و پسوندlogos به معنای شناخت اولین بار توسط ارنت هکل زیست شناس آلمانی در سال 1869بیان شد. اساس نگرش اكولوژي در مديريت دولتي تطبيقي بر اين فرض استوار است كه بوروكراسي دولت يكي از نهادهاي اساسي جامعه تلقي مي شود. بنابراين براي شناخت ساختارو كاركرد (وظيفه)بوروكراسي مي بايست ارتباط متقابل بوروكراسي را با ديگر نهادهاي جامعه مورد مطالعه قرار داد. از نظر مفاهيم نظريه سيستمها، بوروكراسي بعنوان يك سيستم فرعي مداوماً با ديگر سيستمهاي جامعه يعني سيستم اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرنگي جامعه در كنش متقابل و تعامل است.
یک برداشت اکولوژیکی درباره اداره امور دولتی معمولا بدنبال نوشته های جان ام گاس میاید وی کسی است که طی دهه 1920جذب کار جامعه شناسانی شد که به وابستگی متقابل زندگی بشری و محیط اطرافش باور داشتند او به ترتیب از گیاه شناسان و جانور شناسانی که بدنبال شرح این مطلب بودند که چطور ارگانیسم های گیاه و جانور با محیطشان سازگار میشوند نتایج را به عاریه میگرفت.چنین برداشتی به کلام او "ساختارها ...کاملا بی کم و کاست از زمین برمیخیزند از عناصر یک گروه بعنوان مثال خاک ها آب و هوا مکان برای زندگی کردن مردم تعداد و سن ها و دانش شان و شیوه های فناوری فیزیکی و اجتماعی از مکان که در ارتباط با یکدیگرند زندگی شان را بدست میآورند"گاس ابتدا به شناسایی کلید عوامل اکولوژیکی برای درکی از اداره امور دولتی آمریکایی معاصر علاقمند شد او فهرستی از عواملی را کشف کرد که آنها را بطور خاصی سودمند یافت:مردم محل فناوری فیزیکی فناوری اجتماعی امیال و افکار بلا وشخصیت.
اگر ملاحظات اکولوژیکی در مطالعه نظام اداری فرد مفید بودند آنها بوضوح از اهمیت دوچندانی در مطالعات تطبیقی برخوردار میشدند و این امر خیلی زود توسط ریگز و پیشگامان دیگر در این رشته تائید شد.
بعدا آر.ک..آرورا تاکید کرد که تجزیه و تحلیل اداری و فرا-فرهنگی "بایستی بر عمل متقابل میان یک نظام اداری و محیط بیرونی اش و همچنین مطالعه پویایی های تحول اجتماعی –اداری در زمینه چنین عمل متقابلی متمرکز باشد"در قضاوت آرورا موفقیت بیشتر در نحوه برخورد محیطی اجتماعی در نظام اداری بدست آمده بود تا در نحوه برخورد متقابل تاثیر دیوانسالاری بر محیط زیرا او به یک تجزیه و تحلیل اقدام متقابل متعادلتری نیاز داشت.
با همان روش علم اکولوژی میتوان اداره امور دولتی را به محیطش مربوط نمود.نکته اینستکه دیوانسالاری ها علاوه بر نهادهای دیگر سیاسی و اداری میتوانند بهتر فهمیده شوند با این شرط که اطراف تاثیرات و نیروهای سازنده و تغییر دهنده آن در حد امکان تا اندازه ای همچون اهمیت نسبی شناسایی و ارزیابی شده باشند همچنین اگر که برخورد متقابل این نهادها در محیطشان کشف شده باشد.
مدل مدیریت سبز یک رویکرد نوین مدیریتی است که برای کسب موفقیت پایدار از سوی سازمان ها در کلاس جهانی اتخاذ می گردد. این مدل بر اساس حفاظت از محیط زیست طراحی و در سطح ملی و بین المللی مورد استفاده قرار نمی گیرد. مدل مدیریت سبز که بر اساس آن جایزه مدیریت سبز ایران بطور سالانه برگزار می گردد، این امکان را به سازمان ها می دهد تا با بهره گیری از رویکردی نوین، منافع اقتصادی و ارائه خدمات خود را بطور پایدار حفظ نمایند. بعبارتی مدل مدیریت سبز برای حفظ بقای سازمان ها طراحی شده است.
بدلیل چالش های اقتصادی ، اجتماعی و زیست محیطی که در دهه اخیر سازمان ها را تهدید نموده ، رویکرد مشتری گرایی و تمرکز بر خواسته های آن و طراحی راهبرد سازمان بر این اساس (ایجاد رضایت در مشتریان) قابلیت خود را برای ایجاد مزیت رقابتی در سازمان ها از دست داده است. اگر در دو هه گذشته مشتری گرایی عامل مزیت رقابتی سازمان محسوب می شد، امروز ه بدلیل چالش های ایجاد شده از طریق مشتری گرایی، سازمان ها از این تمرکز فاصله گرفته اند. مشتری همواره بهترین محصول، ارزان ترین و سریع ترین آن را می خواست، این نگرش باعث آلودگی محیط زیست و تولید محصولات و فرایندهایی گردید که با محیط زیست هماهنگ نبود وشاید بتوان بصراحت عنوان کرد که مشتری گرایی مساوی با آلودگی محیط زیست بوده است. در همین راستا سازمان ها بقای خود را در مسئولیت پذیری در سه حوزه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی یافته اند. بدین منظور سازمان های موفق با اتخاذ مدل مدیریت سبز ، موفقیت پایدار خود را تضمین می نمایند. نگرش سبز در سازمان و ایجاد ساختارهای سازمانی با عنوان " تضمین سبز " جایگزین واحدهای سازمانی از قبیل" تضمین کیفیت" شده اند.
هردوت 450 سال قبل از ميلاد مسيح در كتاب تاريخ اول ص 131 مي گويد :
پارسي ها رودخانه را آلوده نمي كنند و نمي گذارند كس ديگري نيز چنين بكند و آن ها بالاترين احترام را براي نهرهاي آب قائل هستند.
مستندات اين چنيني نشان مي دهد كه ايرانيان حداقل از لحاظ مكتوبات تاريخي قديمي ترين اقوامي هستند كه احترام به محيط زيست را درك كرده اند. در دنياي مدرن امروزي يكي از معيارهاي اصلي پيشرفته بودن يك جامعه ، ميزان توجه و احترام آن جامعه به محيط زيست است. محيط زيست به عامل وحدت و صلح جهاني تبديل شده است.
با توجه به نقش و جايگاه محيط زيست د رتعالي بشر از يك سو و پيشرو بودن ايرانيان براساس مستندات تاريخي در زمينه درك محيط زيست ، انجمن مديريت سبز ايران به عنوان يك تشكل غيردولتي ، غير سياسي و غير انتفاعي ، كه فعاليت هاي خود را بين المللي نموده است. براساس اهداف و چشم انداز خود ، مدلي را جهت توسعه دانش مديريت سبز طراحي و طرح ريزي نموده است.
ويل دورانت جهان معاصر را دنياي حداكثرها مي داند. دنيايي كه در آن حداكثر سود ، حداكثر بهره وري و ... مطرح است. از آنجايي كه اين حداكثرها صرفا از سوي سازمان ها امكان پذير است. بنابراين بيشترين آسيب هاي زيست محيطي نيز براي توليد اين حداكثرها از سوي سازمان ها اتفاق مي افتد.
در همين راستا انجمن مديريت سبز ايران مدل « جايزه مديريت سبز ايران را به تمامي سازمان ها جهت بهبود رفتارها و عملكردهاي زيست محيطي خود تقديم مي نمايد تا بتوانند با ايجاد مزيت رقابتي به موفقيت هاي پايدار دست يابند.
نگرش منشوری در مدیریت تطبیقی
انواع مدلهای سیستمی اداری:مدل بروکراسی حاکمیت – مدل بروکراسی کلاسیک وبر –مدل جامعه منشوری
هنگامیکه بروکراسی کشورهای در حال توسعه مورد مطالعه قرار میگیرد نارسایی مدل کلاسیک بیش از پیش نمایان میشود و تقریبا مدلهایی که تناسب بیشتری با واقعیت های جوامع در حال توسعه دارد موفق تر است.در این رابطه ریگز بهترین و شناخته شده ترین مدل را بنام مدل منشوری برای کشورهای در حال توسعه و سیستم اداره امور دولتی آنها تدوین وارائه کرد.این مدل برای نشان دادن موفقیت هر جامعه در حد فاصل دو مدل مرکب و بسیط طراحی شده است.صفات جوامع نسبتا مرکب را با صفات جوامع نسبتا بسیط ترکیب میکند.در واقع مدل ارائه شده به یک سیستم اجتماعی نیمه مرکب که در حد فاصل یک جامعه مرکب و یک جامعه بسیط غیر مرکب قرار دارد اشاره میکند.
مقایسه ویژگیهای جوامع توسعه یافته با وِیژگیهای جوامع در حال توسعه
جوامع در حال توسعه:
1-آنها منزلت را بیشتر ناشی از پایگاه خانوادگی و وراثت میدانند تا موفقیت های شخصی
2- مبانی تصمیم گیری اجتماعی را محدود میدانند.
3- هر اجتماعی تعداد زیادی از وظایف را انجام میدهد.
4- دولتی کردن ساختارها و نهادهای موجود
5- الگوی اداری امور دولتی تقلیدی است تا بومی
6-- بوروکراسی ها از لحاظ نیروی انسانی ماهر مورد نیاز برای برنامه های توسعه دچار کمبودند.
7- عمل گرا نبودن بوروکراسی ها . یعنی فعالیتها برای تحقق اهداف کلی سوق پیدا می کند و توجهی به نیل به اهداف کمی برنامه ها نمی شود.
8- فاصله گسترده بین صورت و واقعیت،
9- بوروکراسی تمایل به خودمختاری دارد.
10- نرخ باسی جمعیت
11- وابستگی اقتصادی و دوگانگی
12- شکاف اطلاعاتی و شکاف دیجیتالی بین کشورهای در حال توسعه
در مقابل جوامع توسعه یافته 1-موفقیت گرا هستند.2-اعتقاد به غیر شخصی بودن امور دارند.3-تفکیک وظایف آنها زیاد است.
ويژگيهاي نظام اداري كشورهاي درحال توسعه از نگاهی دیگر:
1.تقليدي بودن نظام مديريت وبي اصالتي تشكيلات
2.بازدهي كم وناموثربودن نظام اداري
3.جايگزيني اهداف فردي به جاي اهداف عمومي
4.نظام ناشايستگي درمديريت نيروي انساني
5.ديوانسالاري سياسي
6.فساداداري وسازمان غيرپاسخگو
7.مهارگسيختگي ديوانسالاريها
8.فرهنگ سخنگويي به جاي عمل
9.تشكلهاي غيررسمي درسازمان
10. روحية تقليدگرايي
علت اينكه ساختارهاي تقليدي درنظام اداري كشورهاي درحال توسعه كارسازنبوده اند :ناهماهنگي ساختارهاي وارداتي بانيازهاي بومي
روحية تقديرگرايي درنظام اداري كشورهاي درحال توسعه موجب مي شود : افرادبه وضع موجودبسنده كنند و به آنچه رخ مي دهد رضايت دهند.
دولتهای کشورهای در حال توسعه بایستی سیاستهایی را بکار گیرند که اثرات منفی بازدارنده را ضعیف و اثرات انتشاری مثبت را تقویت نمایند .
میردال دخالت دولت در بازار را در کشورهای در حال توسعه لازم می داند .
يكي ازعمده ترين علتهاي بازدهي كم وناموثربودن نظام اداري كشورهاي درحال توسعه تقليدي بودن نظامهاي اداري است بي تحرك شدن نظام اداري از جمله ضايعاتي است كه از فرهنگ حرف به جاي عمل درنظام اداري كشورهاي درحال توسعه به جاي مانده است
حمیدمظاهری راد فعالترین وبلاگ نویس تبریزی با یکصد وب سایت در زمینه های مدیریتی سیاسی ادبی فرهنگی هنری ورزشی علمی اجتماعی تاریخی عرفانی گردشگری و...